0 4

  • تاریخ : ۱۳۹۷/۳/۲۴
امتیاز 4.90 از 1
0 4

یادگیری مبتنی بر تجربه

یادگیری مبتنی بر تجربه یا Experiential Learning چالش و فعالیتی است که بازخورد حاصل از آن، یادگیری و رشد را به دنبال خواهد داشت. به بیان دیگر، طراحی آموزش مبتنی بر تجربه، به گونه‌ای است که یادگیرنده از پیامدهای فعالیت‌ها، اشتباه‌ها و موفقیت‌های خود می‌آموزد.

یادگیری تجربی فلسفه‌ای است که هدف آن افزایش دانش، توسه‌ی مهارت‌ها، شفاف کردن ارزش‌ها و بالا بردن ظرفیت افراد برای مشارکت با سایرین است. مربیان این روش آموزشی از میان معلمان، مشاوران فعالیت‌های گروهی، رهبران شرکت‌ها، درمان‌گران، و یا متخصصان سلامت روانی انتخاب می‌شوند که نقش اصلی آنها تدوین فعالیت‌های مناسب، طرح مسائل مختلف، تعیین چاچوب‌ها و مرزها، حمایت از یادگیرنده، تضمین ایمنی و تسهیل فرآیند یادگیری می‌باشد.

از جمله اصول آموزش مبتنی بر تجربه، انتخاب محتاطانه‌ی تجربه‌هایی است که با بازخوردی معنادار برای یادگیرنده همراه باشند. این تجربه‌ها به نحوی سازمان داده می‌شوند که یادگیرنده را ترغیب کنند تا برای انجام آن پیش‌قدم شود، در مورد آن تصمیم‌گیری کند و در نهایت مسئولیت نتایج به دست آمده را بر عهده بگیرد. یادگیرنده سوالاتی را طی فرآیند آموزش مطرح می‌کند و دست به تجربه‌های عملی می‌زند تا بتواند پاسخ آنها را دریابد.

مهمترین نتیجه‌ی این فرآیند، افزایش کنجکاوی یادگیرنده، افزایش خلاقیت وی و نیز تقویت مهارت حل مساله خواهد بود. نتایج این روش یادگیری نیز کاملاً شخصی می‌باشند و از این جهت بالاترین تضمین وجود دارد که بتوانند در آینده مورد استفاده قرار گیرند.


 

فرآیند یادگیری مبتنی بر تجربه موجب تقویت ارتباط یادگیرنده با خود، اطرافیان و نیز با دنیای بیرون می‌شود. از سوی دیگر، یادگیرنده موفقیت و شکست، ماجراجویی، پذیرفتن ریسک‌ها و عدم قطعیت‌ها را می‌آموزد.

مدل یادگیری تجربی دیوید کُلب

آقای دیوید کُلب در ابتدای دهه‌ی 1970، کمک شایانی به توسعه نظریه یادگیری تجربی کرد. ایشان یکی از نظریه پردازان آموزش در آمریکا است که موسسه‌ی سیستم‌های یادگیری مبتنی بر تجربه (EBLS) را بنیان گذاری کرده است. همان طور که توضیح داده شد در این روش، یادگیرنده به جای شنیدن و یا مطالعه‌ی مطالب تئوری، دست به کشفیات و تجربیاتی می‌زند که البته این فعالیت‌ها پشتوانه‌ای علمی دارند.

به منظور شرح مدل دیوید کُلب، فردی را در نظر می‌گیریم که قصد آموختن دوچرخه سواری را دارد. در اولین قدم تجربه‌ی عینی (concrete experience) شکل می‌گیرد. یعنی زمانی که یادگیرنده دوچرخه سواری را در این زمان و این مکان تجربه می‌کند. این تجربه، اساس مشاهده و بازخورد را ایجاد می‌کند و به یادگیرنده این فرصت را می‌دهد که بداند چه کاری درست و چه کاری اشتباه است. به این مرحله، مشاهده‌ی بازاندیشانه (reflective observation) می‌گوییم که یادگیرنده را به اندیشیدن در مورد روش‌های اصلاحی وادار می‌کند. که این مرحله از فرآیند نیز مفهوم‌سازی انتزاعی (abstract conceptualization) نام دارد. فعالیت‌هایی که پس از این انجام شوند، تکرار بخش‌هایی از فرآیند خواهند بود که می‌توانند مرحله‌ی اجرای فعال (active experimentation) را به وجود آورند.

سیستم آموزش عالی پیوسته در حال هماهنگ کردن خود با انتظارات جدید دانشجویان است که در این میان یادگیری مبتنی بر تجربه از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار می‌باشد. کلارک و وایت در مقاله‌ای که در سال 2010 منتشر شده است این نکته را بیان می‌کنند که:

 

یک رشته‌ی کسب و کار در دانشگاه که قصد دارد کیفیت بالایی را به دانشجویان عرضه کند، الزاما باید در بر دارنده‌ی آموزش‌هایی مبتنی بر تجربه باشد.


امروزه گروه‌ها و موسسات پیشرو در آموزش کسب و کار اهمیت آموزش‌های تجربی را دریافته‌اند. این تیم‌ها عمدتا ایده‌ی اصلی خود را براساس تجربه‌های متعدد موفقیت و شکست خود پرورش داده و مقید به استفاده از آموزش‌های تجربی در تمام کارگاه‌های آموزشی خود می‌باشد. مخاطبان این دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی پیوسته در حال انجام فعالیت، جستجو و بارش فکری هستند تا بتوانند هرآنچه در فرآیند آغاز کسب و کار و تولید ثروت به آن نیاز دارند را بیاموزند.

منابع

Research Library, Experience Based Learning Systems, Inc., (EBLS)

Clark, J., & White, G. (2010). "Experiential Learning: A Definitive Edge in The Job Market". American Journal of Business Education, 3(2), 115-118.
 

نویسنده: پویا محمدی

امتیاز دهید :
به اشتراک بگذارید :
چاپ این صفحه

نظر دهید

گزارش

نظرات کاربران